تاريخ : چهارشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۳ | ۱:۱٢ ‎ب.ظ | نويسنده : ز

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ، ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ! ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﻱ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻱ! ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺁﻧﺮﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨﺪ! ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ! ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ! ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ...
"ﺧﺴﺮﻭ ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ"


برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۳ | ۸:٠٤ ‎ق.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : پنجشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ | نويسنده : ز

برای دختر گلم هلیای عزیزم

عزیزم امروز روز توست ، امیدورام از لحظه لحظه زندگیت لذت ببری و به آرزوهات

 برسی وهمیشه شاد وسالم باشی تپلم

دوست دارم هلیا خانم وخداروشکر که تورا دارم

دختران حسنه هستند وخداوند به حسنات پاداش می دهد

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله :

دختران ، دلسوز ، مددکار و بابرکت‏اند . هر کس یک دختر داشته باشد ، خداوند ، او را پوششى از دوزخ قرار مى‏دهد و هر کس دو دختر داشته باشد ، به خاطر آن وارد بهشت مى‏شود و هر کس سه دختر یا مانند آن خواهر داشته باشد ، جهاد و صدقه از او برداشته مى‏شود .




برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه ۳ امرداد ۱۳٩۳ | ۸:۳٧ ‎ق.ظ | نويسنده : ز

حکایت بهلول و مردگان قبرستان

بهلول با چوبدستی بر سر هر گوری می زد تا آن چوبها

 در اثر زدن می شکستند .شخصی به بهلول گفت چرا این

گورها را با چوب می زنی ؟ بهلول در جواب گفت:

چنین گفت او که این قومی که رفتند

دروغ بی عدد گفتند و رفتند

این کسانی که مردند دروغگویانی بیش نیستند

گه این گفتی سرای و منظر من

گه ان گفتی که اسباب و زر من

خدا گفت این همه دعوی روا نیست

که میراث من است ،آن شما نیست

 


برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۳ | ٧:۱٠ ‎ب.ظ | نويسنده : ز

وقتــــی مــی گویـــمـــ : برایـــمــ دعــا کــــن یـــعنـــی کـــمـــ آورده امـــ . . .


یــعنــــی دیــگـــر کـــاری از دستـــ خـــودمـــ بــرای خـــودمـــ بـــر نــمــی آیــــد !


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ | ۱:٢٦ ‎ب.ظ | نويسنده : ز


من خستگیم را در دل و دلم را در خنده های اجباری پنهان میکنم


چقدر سخته دلت پر باشه 



ساکت شی ولی تو سینه 


داغون شی !!!




برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ | ۱:٠٧ ‎ب.ظ | نويسنده : ز

در روزهائی که دلم شکسته بود
یاد حرف های پدر ژپتو به پینوکیو افتادم که می گفت:
پینوکیو! چوبی بمان
آدم ها سنگی اند، دنیایشان قشنگ نیست


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ | ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ | نويسنده : ز

   جلوترنیا....

           خاکستری میشوی....

 

 

 

       اینجادلی راسوزانده اند....


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه ٦ تیر ۱۳٩۳ | ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه ٦ تیر ۱۳٩۳ | ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ | نويسنده : ز

عجیب است که میگویند آدمیزاد به پدرش یا مادرش می رود 

ولی من نه به پدرم رفته ام ونه به مادرم

من بربادرفته ام !


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۳ | ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۳ | ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۳ | ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۳ | ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۳ | ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۳ | ٩:٠٠ ‎ق.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه ۳٠ خرداد ۱۳٩۳ | ۸:۱٠ ‎ق.ظ | نويسنده : ز

برایت آرزو دارم

که نور نازک قلبت٬ به تاریکی نیامیزد.

که چشمانت٬به زیبایی ببیند زندگی ها را.

چو باران٬آبی و زیبا

بباری٬شادمانه روی گرد غم

به دور از دل گرفتن ها.

برایت آرزو دارم

به تنهایی نیالاید

خدا٬ این قلب پاکت را

و همواره به دستانت بیاویزد

چراغ راه خوشبختی.

بدانی آنچه را اینک نمیدانی.

برایت آرزو دارم

سعادت را٬طراوت را٬

بهشت و بهترین بهترین ها را.

عزیز روز های من

خدا را می دهم سو گند

که در قلبم برای تو

خدارا آرزو دارم.


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩۳ | ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ | نويسنده : ز

 

گرامیداشت سالگرد عروسی گرامیداشت یک سال 

عشق ، اعتماد مشارکت ، تحمل و پشتکار است

و البته تمدید آنها برای یکسال دیگر

 

 

 

آرزو می کنم در لحظه لحظه زندگی مشترکمان

در کنار فرزندمان عاشقانه و صادقانه به پیوندی که بسته ایم تا ابد وفادار باشیم

اولین سالگرد ازدواجمان مبارک

 

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩۳ | ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ | نويسنده : ز

بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک

میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک

تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا

و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز

از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا

یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن

یکی به نیت تو یکی از طرف من

الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم

به خاطر و جودت به افتخار بودن

تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی

با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی

ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس

تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس

تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن

همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس

واسه تولد تو باید دنیا رو اورد

ستاره رو سرت ریخت تو رو تا اسمون برد

تولدت عزیزم پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق ،پر از اینه و شمعدون


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩۳ | ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ | نويسنده : ز

خدا بهترین هدیه اش را در روز بارانی  25 اردیبهشت ساعت 9:35 صبح  به ما تقدیمکرد .

نمی دونید چه لذتی داره وقتی برای اولین بار فرزند خودتو میبینی ودرآغوشش میگیری ومصداق عینی آیه فتبارک الله احسن الخالقین برات تداعی میشه 

خدایا ازت سپاسگزارم که  کمک کردی دوران بارداریمو که برای همه خاطرات خوبی داره ولی برای من پرازتنهایی استرس گریه وسختی بود رو بگذرونم ودخترم سالم در آغوش بگیرم .

خدایا تمام کسایی که منتظرند مادربشن رو به آرزوشون برسون وفرزند سالم بهشونعطاکن.

خدایا همسرودخترم همیشه سلامت باشند وسه تایی درکنارهم خوشبخت باشیم.

خدایا تمام کسانی که تواین 9ماه کمکم کردن و تنهام نذاشتن علی الخصوص همسرم وخانوادم  سالم باشن ودلشون خوش باشه

خدایا همیشه بهت مدیون بودم  وهستم که هوامو داشتی وداری  وتنهام نذاشتی وصدای گریه هامو شنیدی ودعاهامو اجابت کردی 

خدا خیلی دوست دارم

 


برچسب‌ها:

تاريخ : پنجشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۳ | ٥:٤٧ ‎ب.ظ | نويسنده : ز

و اما من ...

این روزها خیلی خسته کننده شده برام ...احساس خاصی دارم گاهی خوشحالم , گاهی ناراحت .

دست خودم نیست گاهی میشینم با خودم فکر میکنم که آیا برای بچه دار شدن زود نبود ؟؟

بهتر نبود صبر میکردیم تا برنامه زندگیمون مشخص بشه بعد بچه دار بشیم ؟؟

آیا من مادر خوبی میشم ؟ آیا میتونم یه فرزند خوب تربیت کنم ؟ آیا از عهده اش برمیام ؟

و یه عالمه سوال های دیگه ... .

چرا نباید زندگی اونطوری که میخوای پیش بره ؟ میگن باید تلاش کرد اما واقعا گاهی اوقات واقعا نمیتوان برای اتفاقی که درپیش هست هیچ نقشی داشت و باید اونو پذیرفت .

یکساله مزدوج شدم البت کمی بیشتر ازمامانم اینا دورم 

حالا اینجا هم تنهام ..

دوران بارداریم   خیلی سخت بود خیلی روزا حالم بد بود تهوع سرگیجه گاهی آرزوم بود که یکی درخونه را بزنه یه سوپ برام بیاره یا یه احوالی ازم بپرسه اما هیچ ...

گاهی به یه هم صحبت نیاز داشتم اما کسی نبود ...

وقتی حالم بد بود خودم تنهایی کارهام را انجام میدادم چقدر چشمام پر از اشک میشد آرزوم بود توی اون حالم کسی کمکم کنه ... ولی هیچ کس نبود فقط خدا میدونه من چی کشیدم 

ای خدا جون خواستم کمی دردودل کرده باشم ...از نعمتی که بهم دادی سپاسگذارم ...

امیدوارم بتونم از هدیه ات خوب نگهداری کنم ... .نمیدونم بعدزایمانم زنده میمونم یانه ولی دوست دارم باشم وخودم دخملم بزرگ کنم برام دعاکنید زایمان راحتی داشته باشم ودخملم صحیح وسالم بیاد بغلم


برچسب‌ها:

تاريخ : پنجشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۳ | ٥:٤۳ ‎ب.ظ | نويسنده : ز

امروز میخوام از خودم بگم , از اینکه اصلا مادر خوبی نیستم , از اینکه من فقط دارم تو را توی وجودم نگه میدارم ولی برات آرامشی فراهم نمیکنم , واقعا چرا خدایا چرا من لیاقت این فرشته کوچک و پاک را ندارم وقتی نمی تونم نه ماه با آرامش توی وجودم نگهش دارم چطور میتونم بهش راه و روش یه زندگی خوب را نشون بدم .

از خودم متنفرم شاید هم نباید از خودم دلگیر باشم باید از کسانی که واقعا ناراحتم میکنن دلگیر باشم .

آی خدا جونم من دارم یه فرشته پاک و معصوم را که مسئولیتش را به عهده من قرار دادی نگه میدارم اما هربار حرفهایی را که نباید بشنود می شنود...ای خدا خودت کمکم کن من را تنها نزار , میدونم که دخترم توی آرامش نیست , تو همیشه کنارش باش .

ما لیاقت نداریم....

احساس میکنم اطرافیان به جای اینکه کنارم باشن فقط میخوان من را عذاب بدن . نه این یه احساس نیست یه واقعیت هست ...

خدایا من فقط تورو دارم کنارم باش از دخترم محافظت کن .


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩۳ | ٧:۳٩ ‎ب.ظ | نويسنده : ز

آغوشت را با تمام دنیا معامله نمیکنم 

همین که گرما بخش وجودم هستی دنیایی ثروت است

عاشقانه میپرستمت تا نفس در آغوشت میکشم زنده ام


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩۳ | ٧:۱۳ ‎ب.ظ | نويسنده : ز

مصطفی

 

آغـــــوشـــ تـــــــــــو

 

 

                امــــــــن تــــریـــــــــــــن


 جــــــایــــــ دنــــیــــاســــــــتـــــــ

 

 


 خیلی دوستت دارمــــــــــــ 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩۳ | ٦:٥۸ ‎ق.ظ | نويسنده : ز

گاهی خراب کردن پل ها چیز بدی نیست

چون باعث میشه نتونی به جایی برگردی

که از همون اول هرگز نباید قدم میگذاشتی…….


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩۳ | ٦:٥٥ ‎ق.ظ | نويسنده : ز

شیشه ای می شکند ....یک نفر می پرسد که چرا شیشه شکست ؟یک نفر می گوید:شاید رفع بلاست 
دیگری می گوید :شیشه را باد شکست ؟
دل من سخت شکست هیچ کس هیچ نگفت
از خودم می پرسم ارزش قلب من از شیشه یک پنجره هم کمتر بود؟


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه ٤ فروردین ۱۳٩۳ | ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه ٤ فروردین ۱۳٩۳ | ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢ | ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ | نويسنده : ز
بهاروتنگ ماهی های قرمز 
هوای هفت سین و سادگی ها 
شب تحویل سال و فال حافظ 
شب شور وشب دلدادگی ها 
بهار و شادی و شوق شکفتن 
صدای نم نم بارون زیبا 
دل هر عاشقی پروانه می شه 
به عشق لاله های سرخ صحرا 
زمین از باغ فروردین که رد شد 
بهار آیینه ی اردیبهشته 
همون جایی که سعدی شعر هاشو 
رو برگ سبز نارنجا نوشته 
بهار ای دختر ناز طبیعت 
لباس سبز گلدارت مبارک 
دوباره اومدی و شادی اومد 
گل بابونه تکرارت مبارک 
دوستای عزیزلبخند زندگی عید همگی مبارک بایه عالمه آرزوهای خوب 


برچسب‌ها:

تاريخ : پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢ | ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ | نويسنده : ز

شنیدید که میگن : اونی که گریه می کنه یه درد داره اما اونی که میخنده هزار تا ؟
من میگم : اونی که میخنده هزار تا درد داره ولی اونی که گریه میکنه به هزار تا از دردهاش خندیده اما
جلوی چندتاشون بدجوری کم آورده …

 



برچسب‌ها:

تاريخ : پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢ | ٩:٥٦ ‎ق.ظ | نويسنده : ز

یادتون هست مرحوم حسین پناهی می گفت: خدایا دست بشکنه , پا بشکنه , سر بشکنه اما دل نشکنه ………. الهی دل هیچکس توی این دنیای خاکستری این روزها نشکنه


برچسب‌ها:

تاريخ : پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢ | ٩:٥۳ ‎ق.ظ | نويسنده : ز

یکرنگ که باشی، زود چشمشان را میزنی، خسته میشوند از رنگ تکراریت، این روزها دوره ی رنگین کمان هاست


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٢ | ۱:۳٢ ‎ب.ظ | نويسنده : ز

دلم گرفته. از بی مرامی بعضی آدمها.
 
چیزی که مسلمه من مسئول تربیت دیگران نیستم
 
و فقط می تونم خودم رو کنار بکشم تا شاید بیشتر ازاین گزند
نبینم.
برام دعاکنید به آرامش برسم چون خیلی خستم
 

برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٢ | ۱:۱۳ ‎ب.ظ | نويسنده : ز
  امسال سال شمسی جالبی است، دو رقم آخر سال تولدتان ( ایرانی ) را با سن تان جمع بزنید میشود۹۲، این در مورد همه یکسان است،  این قضیه هر ۸۲۳ سال تکرار میشود......
 

برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه ۱۳ دی ۱۳٩٢ | ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٢ | ٩:٠٦ ‎ق.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٢ | ٩:٠٤ ‎ق.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٢ | ٩:٠۳ ‎ق.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٢ | ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ | نويسنده : ز
سلام ...

کلی مدت نبودم ...

یه  خبر دارم :

 

 

 دارم مادر میشم ......................................

 

 

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

اول مهر رفتیم ازمایش دادیم ... دکترم تاریخ زایمانو تو خرداد داده

 

من که  خیلی خوشحال شوهری هم هست والبته نگران مسایل


مالی  البته حقم داره


نی نی ناقلامون که نمیدونیم پسله یا دخمل هی برامون بازی


درمیاره وخودشو لوس میکنه احتمالا دخمله انقد ناز داله

 

 و منو ممنوع الفعالیت کرده .


احساس میکنم خدا تمام مهربونی هاشو نعمتای خوبشو تو قشنگ ترین کاغذ کادو پیچیده و فرستاده تو دلم .قلب

خدایا دوستایی دارم که منتظرند . میدونم که لطفت بی اندازه

است . پس چشم به راهشون نزار.


خدایا به همه زنایی که آرزوی نی نی داشتن رو دارن نی نی

های خوب و سالم بده تا مثل من همیشه ازت سپاسگزار باشن

 

برای من ونی نی  ماهم دعاکنید این دوران بسلامتی

پشت سربذاریم.

 



 


برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢ | ٧:۳٩ ‎ق.ظ | نويسنده : ز

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﻠﻒ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ . ﻭﻟﯽ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﺮ ﻣﯿﺰ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﻭ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ ﻭﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻪ ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺭﺩﻥ . ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﮔﺎﻭﻫﺎ ﺑﺎ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺟﺎ ﻏﺬﺍ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻥ . ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺑﻠﻪ ﺩﺭﺳﺘﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻨﻢ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻡ ﯾﻪ ﺟﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯿﺸﯿﻨﻢ ! ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺷﺪﯾﺪﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯼ ﺣﺎﺿﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ
ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺰﻧﻪ ﺩﻫﻦ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﺭﻭ ﺳﺮﻭﯾﺲ ﮐﻨﻪ ! ﺳﺮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﺭﻗﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﺭﻭ ﺗﺼﺤﯿﺢ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺭﺳﻮ ﭘﺎﺱ ﮐﻨﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯿﭙﺮﺳﻢ ﺍﮔﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺑﺪﯼ ﻧﻤﺮﻩ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﻡ . ﻭ ﺳﻮﺍﻝ ﺍﯾﻨﻪ : ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﭘﻮﻝ ﻭ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺷﻌﻮﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﻮ ﮐﺪﻭﻣﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﮐﯿﺴﻪ ﭘﺮ ﭘﻮﻝ ! ﺍﺳﺘﺎﺩ : ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺷﻌﻮﺭ ﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ
ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﭘﻮﻟﻪ ! ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ: ﺑﻠﻪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ! ﭼﻮﻥ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﭼﯿﺰﯾﻮ ﻭﺭﻣﯿﺪﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ ! ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﻧﺶ ﺑﻪ ﺟﻮﺵ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﭘﺎﯼ ﺑﺮﮔﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻪ " ﮔﺎﻭ " ﻭ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ . ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﮔﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﻪ ﺍﺯ ﮐﻼﺱ ﻣﯿﺮﻩ ﺑﯿﺮﺭﻭﻥ ﻭﻟﯽ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻌﺪ ﻣﯿﺎﺩ ﺗﻮ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩﺵ ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﭘﺎﯼ ﺑﺮﮔﻪ ﻣﻦ ﺍﻣﻀﺎﺗﻮﻧﻮ ﺯﺩﯾﻦ ﻭﻟﯽ ﻧﻤﺮﻩ ﻣﻨﻮ ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ ﺭﻓﺖ ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ


برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢ | ٧:۳۸ ‎ق.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢ | ٧:۳٧ ‎ق.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢ | ٧:۳۱ ‎ق.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه ٩ شهریور ۱۳٩٢ | ۳:۱۱ ‎ب.ظ | نويسنده : ز


برچسب‌ها:


دريافت کد :: صداياب