حرص ما دنیا را نزنید وتازنده اید ببخشید

حکایت بهلول و مردگان قبرستان

بهلول با چوبدستی بر سر هر گوری می زد تا آن چوبها

 در اثر زدن می شکستند .شخصی به بهلول گفت چرا این

گورها را با چوب می زنی ؟ بهلول در جواب گفت:

چنین گفت او که این قومی که رفتند

دروغ بی عدد گفتند و رفتند

این کسانی که مردند دروغگویانی بیش نیستند

گه این گفتی سرای و منظر من

گه ان گفتی که اسباب و زر من

خدا گفت این همه دعوی روا نیست

که میراث من است ،آن شما نیست

 

/ 3 نظر / 35 بازدید
مهدی

سلام وب قشنگي داري شبکه اجتماعي آشيانه عشق به شما کمک ميکند با دوستان زندگي خود هميشه در ارتباط باشيد www.ashianeeshgh.ir

مهديه.ع

یا لطیف سلام و درود خدا بر محمد و خاندان با برکت او سلام بر امام عصر عج سلام بزرگوار حکایت جالبی بود جالب و آموزنده ممنون ازتون امام باقر ع : هرکس خوش نیت باشد روزی اش افزایش می یابد با روزهای نیمه روتین به روزم! خوشحال میشم تشریف بیارید اللهم عجل لولیک الفرج